تبلیغات
فرزندان آستاراو تالشان - خدا جون رهایم نكن

اعتدالیون و حامیان دولت تدبیر و امید(غرب گیلان)

خدا جون رهایم نكن

تاریخ:پنجشنبه 9 مهر 1394-04:05 ب.ظ

خطا از من است، می دانم.

از من که سالهاست گفته ام “ایاک نعبد"

اما به دیگران هم دلسپرده ام.

از من که سالهاست گفته ام "ایاک نستعین"

اما به دیگران هم تکیه کرده ام.

اما رهایم نکن...



گذشته رو اگه به دوش بکشی ، کمرت خم میشه

 ولـی اگه بـذاری زیـر پـات ، قـدت بلنـد میشـه ... !






خـــــــدای مـــــن خدایــــی ست که اگـــــر سرش فریـــــــــاد کشیـــــدم

بــــه جـــــــــــای اینـــــکه با مشـــــت به دهــــــــــــانم بزند

بــا انگشتان مهربانش نوازشم می کند و می گوید

میدانم جز من کسی نداری . . .خدا من اسلام من مهربان و دنبال صلح هستند
 داعش من خدای تو را نمی خواهم  ...خدا من مهربان و صلح طلب است
 برو داعش پی  خدایی خودت...من خدای خودم را دوست دارم...






هــَـر روز دیــوانــه تــَـر از دیــروز!از من دیوانه تر پیدا نمی شه
همه می گویند خوش بحال خبرنگار دیوانه اسماعیل بابا

وهـیـچـکـَـس نــمے دانــَـد:
اسماعیل بابا چه در دلش دارد


پـُـشـتـ ایـטּ دیــوانــگـے و سـَـرخـوشـے!! خدا فقط می داند


چــه دردے را پـنـهــاטּ کـَـرده ام...فقط از خدا خواستم فوت كند تا زندگی ام خاموش بشه
آخه هی بگین خبرنگار دیوونه اسماعیل بابا...






خداوندا


برای خاموشی شب های انتظارم


فقط یک فوت کافیست !!!


خاموشم کن


خسته ام ..

خدا جون فوت كنم..خسته ام







مادرم، پیامبری بود

با زنبیلی پر از معجزه
.
.
.
.
.

،یادم نمی رود
پدرم جبهه بود سال 1359 نتوانستم كشاورزی كنیم (زمین را اجاره دادیم 9
یادگار مادرش سینه ریز طلا را فروخت تا ما را بمدرسه بفرست..
موقع غذا می گفت من غذا قبل از شما خوردم بعداز بزرگ شدن فهمیدم مادرم گرسنه می ماند
تا ما سیر باشیم.

در اولین سوزِ زمستانی

.النگویش را، به بخاری تبدیل کرد
موقع استخدام من در ارتش تنها گوش واره اش را فروخت تا هزینه كرایه مرا بدهد
بزرگ  كه شدم بیمه عمر پدرم كه بنامش بود بمن داد تا خانه ای بخرم.
بازنشست كه شدم ..ارث شوهرش یك هشتم را بمن داد تا پرایدی بخرم...
حالا مادرم مرده...می خواهم برای پسرم زن بگیرم..زورم می آید خرجش كنم..
حكایت و مثالها اسماعیل بابا






- بچه که بودیم، چه دل‌های بزرگی داشتیم، اکنون که بزرگیم، چه دلتنگیم!


- کاش دل‌هامون به بزرگی بچگی بود.


- کاش برای حرف‌زدن، نیازی به صحبت‌کردن نداشتیم و فقط «نگاه» کافی بود. 


- بچه که بودیم تو جمع گریه می‌کردیم، بزرگ که شدیم، تو خلوت. 


- بچه که بودیم راحت دل‌مون نمی‌شکست، بزرگ که شدیم، خیلی آسون دل‌مون می‌شکنه.


- بچه که بودیم همه‌رو ۱۰تا دوست داشتیم، بزرگ که شدیم، بعضی‌هارو هیچی، بعضی‌هارو کم و بعضی‌ها‌رو بی‌نهایت


دوست‌داریم. 


- بچه که بودیم قضاوت نمی‌کردیم و همه یکسان‌بودن، بزرگ که شدیم، قضاوت‌های درست و غلط موجب شد که اندازه‌ی

دوست‌داشتنمون تغییر کنه.


- بچه که بودیم اگه با کسی دعوا می‌کردیم، یک‌ساعت بعد از یادمون می‌رفت، بزرگ که شدیم، گاهی دعواهامون سال‌ها تو


یادمون می‌مونه و آشتی نمی‌کنیم. 


- بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می‌شدیم، بزرگ که شدیم، حتی ۱۰۰تا کلاف هم سرگرم‌مون نمی‌کنه.

 

- بچه که بودیم بزرگ‌ترین آرزومون داشتن کوچک‌ترین چیز بود، بزرگ که شدیم، کوچک‌ترین آرزومون، داشتن


بزرگ‌ترین چیزه. 


- بچه که بودیم آرزومون بزرگ‌شدن بود، بزرگ که شدیم، حسرت برگشتن به بچگی‌رو داریم. 


- بچه که بودیم تو بازی‌هامون همه‌اش ادای بزرگ‌ترهارو درمی‌آوردیم، بزرگ که شدیم، همه‌اش تو خیال‌مون برمی‌گردیم


به بچگی








کشور من

جایی است که

مردانش نسبت به خواهر و مادر خود غیرتی هستند

و نسبت به خواهر و مادر دیگران

روشنفکر... !!!







ـَـچـه کــه بـــودَم نـَــقـاشـی مـیـکِـشـیـدَم


بـُـزُرگـتـَر شـُـدَم از هـَیـَجـان جـیـغ مـیـکـِشـیـدَم


فـَهـمـیـدَم چـِه خـَبـَره دور و بـَرم ، دَرد کـِشـیـدَم


حـالـا دیـگـه نـَـه دَرد مـیــکـِشـَم نــَه جـیـغ نـَه نـَقـاشــی !!!


ســــیگـــــآر مــیــکـِشــَم

سیــــ ــــ ـــــ ـــ ــگـ ــــ ـــآر




  زنی در مورد همسایه اش شایعات زیادی ساخت و شروع به پراکندن آن کرد. بعد از

مدت کمی همه اطرافیان آن همسایه از آن شایعات باخبر شدند. شخصی که برایش شایعه

ساخته بود به شدت از این کار صدمه دید و دچار مشکلات زیادی شد. بعدها وقتی که آن

 زن متوجه شد که آن شایعاتی که ساخته همه دروغ بوده و وضعیت همسایه اش را دید از

 کار خود
پشیمان شد و...


سراغ مرد حکیمی رفت تا از او کمک بگیرید بلکه بتواند این کار خود را جبران کند.


حکیم به او گفت: «به بازار برو و یک مرغ بخر آن را بکش و پرهایش را


در مسیر جاده ای نزدیک محل زندگی خود دانه به دانه پخش کن.»


آن زن از این راه حل متعجب شد ولی این کار را کرد.


فردای آن روز حکیم به او گفت حالا برو و آن پرها را برای من بیاور


آن زن رفت ولی 4 تا پر بیشتر پیدا نکرد.


مرد حکیم در جواب تعجب زن گفت انداختن آن پرها ساده بود


ولی جمع کردن آنها به همین سادگی نیست


همانند آن شایعه هایی که ساختی که به سادگی انجام شد ولی جبران کامل آن غیر ممکن است.


پس بهتر است از شایعه سازی دست برداری.

كه از بمب اتم بدتر ومخرب تراست ...






یادمه بچگی هام
وقتی می رفتم قبرستان امام زاده آستارا
سعی می کردم پام روقبرا نره !چون مادرم گفته بود گناهه
تا رو یکیشون می رفت، جیگرم آتیش می گرفت یاد حرف مادرم می افتادم
چشامو می بستم، تو دلم براش صلوات می فرستادم
...
چند سال گذشت..... من بزرگتر .... مرده ها بیشتر
قدیمی ها پوسیده تر ..... جدیدی ها با سنگ شکیل تر

قبرها را هانند خانه ساختند شیر آب و سایبان و سنگ و.....

امروز رفته بودم فاتحه بای پدر جانباز شهیدم و مادرم بخوانم

زنها جلوی راه ایستاده بودند هی گفتم یا الله یا الله

 دیدم مردها می ایند در حال برخورد به زنان می رفتند زنان حركت نمی كردند

 مجبور شدم  برای اینكه تن ام به زنها نخورد كه بی خیال بودند..

امروز روی چندتا قبر پام رفت....
برای چندتا یادم رفت صلوات بفرستم

اما راستش ، امروز یه چیزی فهمیدم
ما که دلمون نمی اومد حتی روی مرده ها پا بذاریم
این روزها چقدر راحت روی زنده ها واحساسشون پا می ذاریم
چطور علیه برداران و خواهرانم صحبت می كنیم و قبر انسانهای زنده را می كنیم.
شاه را گدا و گدا را شاه می كنیم...فلان .. فلان می كنیم..

کاش همون بچه می موندیم..یادش بخیر كاش بچه بودم پیش مادرمهربانم بودم..




زندگی آن قدر ها هم جدی نیست،


 بیایید شوخی ها را جدی تر  بگیریم...


آدمیان به لبخندی که بر لب ها می نشانند،


به احساس خوبی

 

که بر جا می نهند،

و به دردی که از یکدیگر می کاهند می ارزند...






درد من حصار  حوضچه پرورش ماهی  نیست

درد من زیستن با ماهیانی ست که

فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است







گناهانم را دوست دارم!



بیشتر از تمام کارهای خوبی که کرده‌ام ، می‌دانی چرا ؟!



آن‌ها واقعی‌ترین انتخاب‌های من هستند!








قــدر چــیـزی را کـــه داری بــدان


قــبـل از ایـنـکـه زمــان بـه تـــو یـــادآوری کــنـد :


بایـــد قــدر چــیـزی را کــه داشــتـی مــی دانـسـتـی.....!









یک تحویلدار بانک میگفت


ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﯾﻪ ﻗﺒﺾ ﺍﻭرد تا ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کنه .

ﮔﻔﺘﻢ: ﻭقت ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺳﺎﯾﺖ ﻫﺎﺭﻭ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺎﺭ!

ﮔﻔﺖ: حالا چون من بچه ام اینو میگی، ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭمم ﻫﻤﯿﻨﻮ ﻣﯿﮕﯽ؟ !

ﮔﻔﺘﻢ:فرقی نمیکنه ! ﺳﺎﯾﺘﻮ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮ ﺟﺎﻥ !


رفت، ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﻭﻣﺪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ کهنه ﻭ ﭼﻬﺮﻩ ﺭﻧج دیدﻩ ای داشت،

ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺑﺎﺑﺎﺷﻪ ...

ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺗﺤﻮیلش ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻗﺒﺾ ﻭ ﭘﻮﻟﺸﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮔﻔﺘﻢ :

ﭼﺸﻢ ﺗﻪ ﻗﺒﻀﻮ ﻣﻬﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ ..

ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﺸﻮ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﻢ ...

ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﺪﯼ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻧﻪ ﺑﮕﯽ ﺑﻬﺶ !

ﺑﻌﺪﺵ ﺧﻨﺪﯾﺪ ...

ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﻣﻦ ﻣﯿﺎﻡ...

ﺍﻭﻣﺪ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﺍﺯﺕ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﭽﻢ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﮐﺮﺩﯼ !
.
.
.

ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺑﭽﻪ ﭘﺪﺭ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮﯾﻦ ﻓﺮﺩﯾﻪ ﮐﻪ ﺣﻼﻝ ﻣﺸﮑﻼﺗﻪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮﯾﻦ ﻓﺮﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ!

ﭘــﺪﺭ است که ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺟﺎﻳﻲ ﻧﺪﺍﺭد ﻭ ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰ ﺯﻳﺮ ﭘﺎﻳش ﻧﻴﺴﺖ ....

ﺑﻲ ﻣِﻨَﺖ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻏﺮﻳﺒﮕﻲ ﻫﺎﻳش ﻣﻲ ﮔﺬﺭد ﺗﺎ ﭘﺪﺭ ﺑﺎﺷد ...

ﻭ ﭘﺸﺖ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻳش ﻓﻘﻂ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﻲ ﮐﻨد...





كاش ...

آسمان حرف كویر را می فهمید و اشك خود را نثار گونه های خشك كویر می كرد.

كاش ....

دل ها آنقدر خالص بودند كه دعا ها قبل پائین آمدن دست ها مستجاب می شدند.

كاش ....

مهتاب با كوچه های تاریك شب آشنا تر بود.

كاش ....

بهار آنقدر مهربان بود كه باغ را به دست خزان نمی سپرد.

كاش ....

در قاموس غصه ها، شكوه لبخند در معنی داغ اشك گم نمی شد.

كاش ....

مرگ، معنای عاطفه را می فهمید.

كاش، كاش، كاش.....

مجموعه اشعار و حكایت های اسماعیل بابا



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How can we increase our height?
شنبه 18 شهریور 1396 10:31 ق.ظ
Heya i'm for the first time here. I came across this board and I find It truly useful &
it helped me out much. I hope to give something back and aid others like you helped me.
How long does it take to recover from Achilles injury?
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:06 ب.ظ
It's going to be ending of mine day, except before finish I am reading this enormous paragraph to increase my experience.
http://marylinmilbury.hatenablog.com/
چهارشنبه 28 تیر 1396 07:00 ب.ظ
Does your website have a contact page? I'm having problems locating it but, I'd like to shoot you
an email. I've got some recommendations for your blog you
might be interested in hearing. Either way, great site and I look forward to seeing it develop over time.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo